تبليغاتX
من! موجودی ناشناخته

شکم های گرسنه !!!

نه توپ ، نه تانگ ، نه مسلسل و هواپیما ، شکم های گرسنه ! تنها عامل نیرومندی است که باعث انقلاب خواهد شد و این شدنی است اگر خداوند اراده فرماید.

نظر فراموش نشود


 

نوشته شده توسط گمنام در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 ساعت موضوع درد دل ! | لینک ثابت


من مات و لم یعرف ...

من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه

آنکس که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد ؛ به مرگ جلیت مرده است ( نادان و احمق از دنیا رفته است )

     بدان و آگاه باش که آنانکه مدعی ولایت و نیابت اویند؛ خس و خاشاکی بیش نیستند. رفته رفته به نزدیک شدن به حضور پر فیض آن حضرت؛ دانه های آگاهی در میان مردم بیش از پیش جوانه میزند. ولی در این میان؛ اندک مردمانی هستند که از این آگاهی به منظور تعالی نفس و شناخت خویشن خویش و امام زمان خود بهره برند.

     کم نیستند جاهلانی که کور کورانه به عبادات و فرایض مشغولند؛ ولی در باطن بت هایی را می پرستند که هرگز حاضر به تفکر در باره آنان نیستند!!!

     با وقوع حوادث اخیر؛ اهل عرفان و سیر و سلوک در شادکامی و خرسندی هستند. لذت اینکه مردم؛ به خواست و عنایت امام زمان (عج) و اراده محکم الهی از خواب غفلت بیدار می شوند؛ خواب را از چشمان عاشقان ربوده.

     اندک اندک؛ بت های این معبد پوشالی دانه به دانه و یک به یک بر زمین خواهند خورد. و چهره گستاخانه مدعیان دین روشن تر از قبل به عرصه ظهور خواهد پیوست .

     تاریخی دوباره تکرار شده؛ دوران؛ دوران امام حسین است. چهارده معصوم به ما نوید داده بودند که تاریخ تکرار خواهد شد. و اکنون؛ زمان بیعت مردم فرا رسیده.

هشیار باشید. این هنگام ؛ هنگام انتخاب است. این شما هستید که زندگی و سرنوشت اخروی خود را با این محک ؛ انتخاب می کنید. در یک طرف لشگریان اندک امام حسین (ع) یعنی امام زمان وقت هست و در طرف دیگر سپاهیان کثیر یزید و معاویه لعنت الله علیه.

     آیا به یکباره وقت آن نرسیده که به آفرینش خود بیاندیشید؟ تا چه هنگام باید دست از این زندگی تکراری خود دست بشویید و آگاه شوید؟ بشنوید ندای هل من ناصر را . گوش دل باز کنید.

     لشگریان معاویه و ابوسفیان؛ قرآن ها را بر سر نیزه کرده اند !!! آنها رجز می خوانند. و تهدید می کنند. امروز روز آشکاری است. نفاق و دو رویی و باطل از حق متمایز گشته.

     گاه ممکن است نزدیک ترین دوست و خانواده خود را در میان لشگریان کفر ببینید !!! اما هنوز امام بزرگوار حکم جهاد نداده.

     هدف تنها و تنها آگاهی است. امیدوارم که دلهای شما عزیزان به نور حق بیشتر از پیش روشن گردد. الهی آمین.


 

نوشته شده توسط گمنام در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت موضوع پند و اندرز | لینک ثابت


بت پرستی از آدم تا خاتم !


سلام

     بایدخدا رو شاکر بود که خواست و اراده ی اون بود که مردم به یک ارتقاء آگاهی دست پیدا کنند. این خیلی خوبه که مردم کم کم دارن بیدار میشن. از این بابت خوشحالم.

     کم کم کسانی که باید بفهمن ؛ حرفای امثال من رو بهتر درک می کنند. در ظاهر شاید هیچ کسی نباشم و قدرتی نداشته باشم. اما علمی در من هست که خداوند به من بخشیده. حداقل چیزی که قابل درک باشه می تونم بگم اینه که من تمام تحلیل هام از اوضاع سیاسی و اعتقادی درسته.

     بخدا قسم می خورم که این دینی که امثال خامنه ای بنام اسلام به خورد من و شما میدن؛ اسلام نیست. بلکه دینی هست که ساخته دست اوناست. یک بت بیشتر نیست. این بت هم ممکنه که سنگی نباشه !!! امّا یک اعتقاده که خامنه ای و دار و دسته اون قبولش دارند. درست مثل معبد آمون در داستان یوزارسیف.

     روح انبیاء الهی بخصوص پیامبر اکرم از این واقعه ها شاده. با اینکه اکثر مردم فکر می کنند که چون این آیت الله ها اینطور هستن ؛ پس اسلام دین دروغ و خشونته و ....

      ولی رفته رفته؛ مردم این نماد های دروغین و این صورتک های بظاهر مقدس رو از شیاطین تشخیص میدن. جهنمی که خداوند کریم در قران به کافران وعده داده؛ برای همین هاست.


 

نوشته شده توسط گمنام در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 ساعت موضوع درد دل ! | لینک ثابت


دعا

انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والا کم الا یوم القیامه

                                                                                                         زیارت عاشورا


 

نوشته شده توسط گمنام در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ساعت موضوع مراقبه | لینک ثابت


نمونه ای از عوام فریبی خلق الله

     قصد نداشتم که وارد بحث های سیاسی بشم. ولی بقول چیزی که اینا میگن سیاست ما عین دیانت ماست ! باید بگم که صحبت های امروز نماز جمعه تهران؛ جز عوام فریبی چیز دیگه ای نبود.

     هر موقع که کم میارن و دستشون به جایی نمی رسه فوری میگن : آی امام زمان بیا که اسلام در خطره و ... و خودشون رو پشت نقاب اسلام مخفی می کنن.

     جلوی همه ؛ مردم رو اراذل و اوباش و یک مشت شرور که توسط اسرائیل کوک شدن می خونند ! وضعیت سیاسی جامعه بقدری حساس و باریکتر از مو هست که بین دنیا و آخرت شما میتونه تاثیر گذار باشه. اگر دنبال یک استاد معنوی هستین؛ اگر دنبال عرفان هستین؛ بدون آگاهی سیاسی؛ به شما توجهی نمیشه. شما باید بتونین مسائل روز رو خوب تحلیل کنید.

     دشمنان رو از دوستان تشخیص بدین. معاویه و یزید رو از امام بر حق ؛ تشخیص بدین. این قدرت تشخیص ها هست که موثره . یزید و معاویه هم نماز جمعه برگذار می کردند و قران به دست می گرفتند و سخنرانی می کردند.

     این هوشیاری دیگه به عهده شماست. آیا براستی در مملکت ما قوانین اسلام ناب حکم فرماست؟ برادر کشی در کجای این قوانین هست؟ تفلب در رأی مردم؛ گناهی است نا بخشودنی.

     وقت بیداری فرا رسیده. دیگه خوابیدن و چرت زدن و از دور با بلوتوث فیلم گرفتن ها تمام شد. این گوشی رو بزن زمین و بشکون ولی فکرت رو درست کن. قدم خودت رو صحیح بردار.

 لعنت الله علی القوم الظالمین.


 

نوشته شده توسط گمنام در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ساعت موضوع درد دل ! | لینک ثابت


اسلام در پشت ابرها پنهان است. بیدار شوید

 خدا یا تو می دانی که اینان از اسلام و نام مقدس دین چه سوء استفاده ها که نمی کنند!

خدایا تو می بینی که اینان داعیه مسلمانی دارند و مسلمان می کشند.

خدایا تو می دانی که اینان نقاب اسلام به چهره زده و بر مردم بی بضاعت و نادان حکم می رانند.

خداوندا قسمت می دهم به عترت پاک خاندان اهل بیت که این افراد را رسوا کن.

خداوندا ریشه این نظام متظاهر به دین را بخشکان.

خداوندا آنچه تو با قوم عاد و ثمود کردی بر سر این قوم نادان نیز بیار.

خداوندا اینان ظالم ترین حکم رانان زمین هستند. شاید به همین علت بود که هنگام وقوع انقلاب؛ فوج فوج فرشتگان به یکدیگر تبریک می گفتند؛ نه تبریک این نظام !!!  بلکه تبریک به برپایی قومی که با شرارت و ظلم خود تمام جهان را آلوده ساخته و دین تو را سپر خود قرار داده تا اینکه ظهور منجی عالم بشریت تعجیل یابد.

اگر نبود تعجیل در ظهور حضرت ولی عصر؛ بخدا که ما مسلمانان گمنام حتی یک لحظه این نظام را سر پا نمی گذاردیم.

خداوندا انتقام خون مظلوم اهل بیت حسین شهید را از این قوم بستان.

خداوندا اینان همان نامه نویسان به امام زمانشان (مهدی) بودند. خدایا همینان بودند که در جبهه های جنگ تحمیلی مثل طلحه و زبیر جنگیدند. ولی تو خود بهتر می دانی که عاقبت طلحه و زبیر چه بود.

خداوندا این قوم فاسق؛ در اذهان مردم نادان؛ قومی مقدس شمرده می شوند. قومی که مردم به خاطر آنها رأی می دهند و با آنها بیعت می کنند. همانگونه که با یزیدیان و معاویه ها بیعت نمودند.

خداوندا به راستی که اندکی از مشکلات و مصائب امام حسین را خواستی تا ما شیعیان تجربه کنیم و ببینیم که این ظالمان؛ داعیه اسلام دارند. همین ها که دل امام زمانشان را خون کرده اند؛ دورهم جمع شده و دعای عهد و فرج می خوانند !!!

خداوندا شر اینان را به خودشان باز گردان. آمین یا رب العالمین.

اگر آنچه که پشت ابرها پنهان است نمایان میشد؛ هر آینه مردم آن کاری را با این نظام می کردند که مختار با دشمنان امام حسین (ع) کرد.



 

نوشته شده توسط گمنام در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ساعت موضوع درد دل ! | لینک ثابت


تبریک سال نو

http://www.fasleno.com/UserFiles/w35/norooz_18.jpg

سلام؛

با آرزوی سلامتی و شادکامی برای همه شما عزیزانی که من را مورد لطف خود قرار داده اید؛ سال نو را به همه شما تبریک می گویم.                              

بعضی عزیزان گله داشتند که چرا مثل سابق مطالب وبلاگم به روز نمی کنم. ضمن عرض تشکر از همه خوانندگان وبلاگم باید بگم که از روز اول هم ، همه نوشته های من اینطوری بوده. هر موقع که ندایی میومده و این دل ما رو به سمت و سویی راهنمایی می کرده و ما رو از خودمون بیگانه میکرده، میل و رغبت نوشتن را به ما هدیه می کرده. نوشته هایی که عاری از منیت و هر گونه نفع شخصی باشه.

بازی کردن با کلمات زیاد هم راحت نیست. هر کلمه ای از خود ، حقی بر گردن شما میگذاره. و من با احتیاط زیاد سعی می کنم تا این نظم کیهانی رو حفظ کنم. چیزی ننویسم که سرو صدای کلماتم گوشم کر کنه و از دست من عصبانی بشن. اگر نقل قولی از من بوده؛ درستی و یا نادرستی مطالب درج شده را به قضاوت شما می سپارم. ولی بطور کل یقین بدونین که اگر با مطلبی مخالف باشم، هیچگاه اون درج نمی کنم.

از سید بزرگوار و گمنام بزرگ که همیشه به من لطف داشتند، تشکر ویژه دارم. و امیدوارم بنده رو مورد عنایت و لطف و دعای خیر خودشون قرار بدن.

بعضی از مطالب و گفته های من ممکنه نزدیک باشه به مطالبی که این سید عالی قدر در وبلاگ خودشون درج کرده اند، برای اونهایی که نمی دونند باید بگم که این تشابه کاملاً بر حسب اتفاق و تقدیر بوده. دل به دل راه داره و منبع همه گفته ها اوست که تصمیم می گیره چه مطلبی از دهان چه شخصی گفته بشه.

من و شما اینجا هیچ کاره ایم.

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم ... اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم


 

نوشته شده توسط گمنام در شنبه یکم فروردین 1388 ساعت موضوع مناسبات | لینک ثابت


یک سوال

آیا براستی انقلاب ما انفجار نور بود؟


 

نوشته شده توسط گمنام در یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت موضوع مناسبات | لینک ثابت


اتحاد با خویشتنِ خویش

     هنگامی که وقت اون برسه که تو با خودت سازگار و متحد باشی درک می کنی که جسم تو هم به دنبال یک سازگاریه. یک نیمه گمشده که سعی می کنه خودش اون رو پیدا بکنه و با اون وفق پیدا بکنه.

     هنگامی که متوجه این سازگاری درونی خودت بشی تازه می فهمی که این همه مدت در تاریکی سیر می کردی و چیزهایی که برای تو اتفاق می افتاده یک سرابی بیش نبوده.

    رسیدن به حقیقت؛ یک چیز نسبی برای تو خواهد بود و تو قادر نخواهی بود که حقیقت خود را برای دیگری تفسیر کنی. چه بسا که حقیقت تو برای دیگری خیالی بیش نباشد.

     آنگاه که به این سازش دست یافتی گوش تو شنوا خواهد بود. اعضاء و پیکره تو با تو سخن خواهند گفت. ولی این سخن گفتن از بدو تولد بوده. ایراد از خود توست. که تا حالا نمی شنیدی!

     چشم دل باز کن که جان بینی                  آنچه نادیدنی است آن بینی  


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط گمنام در جمعه ششم دی 1387 ساعت موضوع مراقبه | لینک ثابت


کاش قلبها در چهره ها بود

خیلی از ما انسانها در خودمون گم هستیم. در ظاهر پیدا و آشکاریم ولی در نهان در جهان درون خود گم شده ایم. گم کرده ای نداریم جز خودمون. گاه که در آینه نگام می کنیم خودمون نمی شناسیم. انتظار داریم جور دیگه ای باشیم. ولی نیستیم.
ممکنه خودمون هم از دست اعمال و رفتارمون ناراحت باشیم. خودمون که نمیتونیم سر خودمون شیره بمالیم. می دونیم که رفتارمون درست نیست. توی کله ی شقّ مون فرو نمیره. اون وقت انتظار داریم از عالم بیرون همه بیان و تعریف و تمجیدمون بکنند. اگه کسی پیدا بشه که به ما «تو» بگه ؛ دیگه کلاهمون میره توی هم. !!!
خودمون میدونیم رفتارمون زشت و زننده هست ولی داریم همینجور ادامه میدیم. عادت کردیم به بد بودن. آیا به راستی خوب بودن را برای کی و چه وقتی کنار گذاشته ایم؟!
 20 سال 30 سال 50 سال و ... از سن ما گذشته و ما فرصت ها رو از دست داده ایم بخاطر اینکه مغروریم.
آیا موقع اون نرسیده که این حصار بشکونیم ؟
شاید هم داریم تقیه می کنیم. چون اگه خوب باشیم بقیه به ما بدی می کنن. جواب خوبی توی این دنیا رو فقط با بدی میدن.
ولی حیفه که ماها پرواز نکنیم. بالهامون ببندیم. مبادا که عقابها و شکارچیان ماها رو توی هوا نشونه بگیرن و شکارمون بکنن.
چاره چیه باید چجوری باشیم؟ آزادانه و بی پروا پرواز کنیم یا در خفا و پنهان تقیه کنیم و محافظه کارانه زندگی کنیم؟ اونوقت کی باید برسه که ما طعم خوش بختی بکشیم؟
اصلا خوشبختی توی این دنیای وانفسا عملی هست؟
.....


 

نوشته شده توسط گمنام در شنبه نهم آذر 1387 ساعت موضوع درد دل ! | لینک ثابت